دختر دلبندم در اولین سال زندگی
یسنا جون فرشته ی کوچیک مامان و بابا، از روزی که صدات در وجودم طنین انداز شد زندگی من و بابایی روح تازه ای گرفت . تو با اومدنت مسیر زندگی ما رو عوض کردی و نشاطی تازه به زندگیمون دادی عزیزم تو این یکسالی که گذشت روز به روز بامزه تر و کامل تر شدی تو این یکسال کلی مسافرت رفتی (شیراز - تهران - مشهد - شمال و ...) کلمه های مامان ، بابا ، عمو ، آب ، هاپو ، این چیه ، عکس ، ننه ، بالا رو خیلی واضح می گی و همه رو جای خودش استفاده می کنی جدیداً یاد گرفتی خودتو واسه بابایی لوس مس کنی و وقتی می خوای صداش کنی صداتو نازک می کنی و با عشوه می گی بابایی وقتی بهت می گیم توتو یا پیشی با دستات اشاره می...













